قایقی باید ساخت
۱۳۸٩/٤/۱٧
منیم اوچون یاراندین و منیم اوچون دونیای گئلدین! ... نظرات() 

 

منیم اوچون یاراندین و منیم اوچون دونیای گئلدین.

بولمورم نئیه، اما گولوم ایستری تورکی یازام هرچند غلط غولط و دولو اولسا فارسی کلمه لرنن

هیسادیم یوخدی سنه وئرماغ اوچون، یانی  هیسادین قابل و دئیری یوخدی سنه؛ نازیم. فقط بیردانا اورگیم

وار. اورگیم هر گون سنی چوخ و چوخ سئویر و هر گون سنی چوختر داریخیر. اورگیمی سنه وئریرم و بوسنین دوغون گونو هدیه سی اولسون. اورگیمی ساخلا یاندا و مواظیب اول. اورگیم سنی هر گون چوختر سئویر و چوختر داریخیر گولوم.

بیز بیر گون چاتا جاغوخ بیربیرمیزه و او گون سنی منی بئزیه جاخسان توت لی ائلیوینن و منی اوز گئلینین ائلیه جاخ سان ؛ بیردانام. من اوگونی و سنی داریخیرام.

 

 

دوغون گونون موتلو اولسون

۱۳۸٩/٤/٥
دوستت دارم هایم تا ابد مال تو باد! ... نظرات() 

 

خیلی خیلی که بچه بودم فکر می کردم، خیلی کم ادمهایی پیدا می شوند که دوست داشته باشند و دوست داشته شوند. یعنی فکر می کردم ادمهای عاشق خیلی کم اند مثلا از گذشته تا به حال فقط سیندلار بود پسر پادشاه. بعد که چند تا کتاب عاشقانه خواندم و چند تا اسم شنیدم گفتم لیلی و مجنون هم است. شیرین و فرهاد، اصلی و کرم و بهترینش هم سارای خودمان که سیل بردش...

 بعد که چندسال؛ دیدم نه بابا همه ی ادمهای دور و برم عاشق هستند. دختر عمه ام عاشق تراشکار روبروی مدرسه مان. دوستم، عاشق پسر همسایه ی مان و همکلاسی هایم هر روز با نامه های عاشقانه می امدند مدرسه. مدرسه که  تمام شد یکی دوتا ازعاشق ها با عشقشان و چند تای دیگر با خیانت به عشقشان با کس دیگری ازدواج کردند و رفتند سر خانه شان. توی دانشگاهها هم که اوضاع بدتربود همکلاسی کردی ام هر روز عاشق یک نفر جدید می شد و چند نفری هم که برای گذارند زندگی توی شهر دیگر و بودجه ضعیفشان عاشق می شدند و چند نفری هم بودند که بعد از تمام شدن دانشگاه و رفتن به شهرشان عشقشان را نا کام گذاشتند. جلسات ادبی و شعر و داستان هم که بماند جای خودش با عشق های رنگا رنگ و عجیب غریبش

حالا دارم فکرمی کنم انگار توی این دنیا همه عاشق اند عشقهای جورواجور با قصد واهداف مختلف و گاهی آدمهای پیدا می شوند با نیت خالص! که واقعا می خواهند لیلی باشند و مجنون هم که حاضر است ولی نمی دانم چرا وسط های راه به بن بست می خوردند. و من  برای تمام بن بست ها ناراحت می شوم. ودلم می خواهم راه ها را خوب بشناسم. دارم تمام کوچه ها و راهها و خیابان ها را خوب یاد می گیرم و حفظ می کنم.

 

تو را دوست دارم. قصدم جاودانه ماندن نیست. تورا دوست دارم. تو که نباشی؛ من انگار نیستم. هستی من را تو رنگ می آمیزی و معنی می کنی

روزت مبارک مرد من، همه ی من